در حال بارگذاری ...
پنج‌شنبه 15 فروردین 1404
nus.ac.ir

سه نکته برای تحقق انقلاب اقتصادی

می‌گویند کشوری که درگیر جنگ نظامی است، فکر پیشرفت را از سرش باید بیرون کند. چراکه پیشرفت نیازمند "ثبات" است و "امنیت"، که در زمان جنگ، هر دوی اینها به خطر می‌افتد. از این منظر، کار بزرگ و محیرالعقول انقلاب اسلامی، آن بود که از نخستین روزهای پیروزی خود، هم‌زمان که درگیر جنگ و تنش‌های بیرونی (مانند جنگ هشت‌ساله و انواع تحریم‌ها و توطئه‌ها) و مشکلات عدیده‌ی داخلی (چون ترور نیروهای مؤثر انقلاب، آشوب، شورش و...) بود، از پروژه‌ی عمران و پیشرفت کشور هم غفلت نکرد. توجه به دستاوردهای انقلاب، در این مدت چهار دهه، بیانگر حجم عظیم کارهای انجام شده است.
 
* رشد چشم‌گیر پیشرفت‌های ایران بعد از انقلاب اسلامی
برای مثال در این مدّت، راه‌های کشور ۶ برابر؛ ظرفیت بنادر ۲۰ برابر، سدهای مخزنی کشور -که آب شُرب و آب کشاورزی را تأمین می‌کنند- ۳۰ برابر، تولید برق ۱۴ برابر، تولید محصولات پتروشیمی ۳۰ برابر، تولید محصولات فولادی ۱۵ برابر و صادرات غیرنفتی ۵۷ برابر شده اشت، در‌حالی‌که در دوران پهلوی در همین بخش، صادرات کشور تقریباً منحصر به نفت خام بود و چند کالای دیگر که تقریبا هیچ بودند. در حوزه‌ی منابع انسانی نیز، اوضاع همین گونه است، یک قلم آن، افزایش ۲۵ برابری دانشجویان است، اوّل انقلاب، همه‌ی دانشجویان کشور، کمی بیشتر از دویست‌ هزار نفر بود، در حالی‌که امروز نزدیک ۵ میلیون دانشجو در کشور مشغول تحصیل هستند؛ به این لیست اضافه کنید ده برابر شدن اساتید دانشگاه و ۱۶ برابر شدن مقالات علمی و رتبه‌ی یازدهم ایران در جدول رتبه‌بندی علمی کشورهای جهان.
 
* هدف دشمن از ایجاد جنگ اقتصادی
همه‌ی اینها اما بدان معنا نیست که کار تمام شده و به همه‌ی اهداف خود رسیده‌ایم. به سخن دیگر، اگرچه انقلاب اسلامی در مقایسه با دوران شوم حکومت پهلوی، پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای کرده که چشم ناظران بیرونی را نیز به خود جلب کرده است، اما در مقایسه با "وضع مطلوب" و کارهای بر زمین‌مانده، هنوز فاصله‌ی زیادی باقی‌مانده است. اصلی‌ترین و مهم‌ترین موضوع بر زمین‌مانده نیز مسأله‌ی اقتصاد و معیشت مردم است که متأسفانه باید گفت هنوز در حوزه‌ی اقتصادی، انقلاب نتوانسته است که آرمان خود را محقق کند. آن هم در حالی‌که کشور، درگیر یک «جنگ اقتصادی» تمام‌عیار با دشمنان است. واضح است که پس از ناکامی دشمن در جنگ نظامی، سیاسی و فرهنگی، دشمن تمام‌قد به جنگ اقتصادی با ملت ایران در جهت محروم کردن آنان از رفاه از یک سو، و فاصله انداختن بین حکومت و مردم با نشان دادن "ناکارآمدی اقتصادی" جمهوری اسلامی از سویی دیگر برآمده است تا از این طریق مردم را از بدنه‌ی حاکمیت جدا کند. فرق اقتصاد با سایر حوزه‌ها نیز در این است که امور اقتصادی، از آنجا که با مسأله‌ی معیشت مردم گره خورده است، بسیار ملموس‌تر است و کمترین تغییر در آن، خیلی سریع بروز و ظهور بیرونی پیدا می‌کند. به همین علت، رهبر انقلاب با درک درست، هم از نیاز و مسأله‌ی مردم و هم از این  ماهیت حربه‌ی جدید دشمن، تمرکز خود را در چند سال اخیر بر این حوزه، و مطالبه‌ی از مسئولین مبنی بر رفع مشکلات مردم، امن ساختن اقتصاد و مقاوم نمودن آن قرار داده‌اند.
 
* اما چه باید کرد؟
نکته‌ی اول آنکه وضعیت اقتصادی، "آرایش جنگی" هم می‌طلبد. هم باید در "موضع تهاجم"، ابتکار عمل به خرج داد و هم باید در "موضع دفاع"، جلوی نفوذ دشمن به اقتصاد کشور را گرفت و از استقلال اقتصادی کشور صیانت کرد.

نکته‌ی دوم، محدودیت امکانات و اولویت‌بندی مسائل موجب می‌شود تا نیاز به یک "برنامه‌ی جامع استراتژیک اقتصادی" احساس شود که این برنامه در ادبیات جنگی از آن به "نقشه‌ی جنگ" یاد می‌شود تا از این طریق ضمن اصلی و فرعی کردن عملیات‌های اقتصادی مورد نیاز و تعیین جهت‌گیری اقتصادی، از اتلاف منابع نیز جلوگیری شود. ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی توسط رهبر انقلاب، همان برنامه‌ی جامع استراتژیک است که متأسفانه تا به حال، آنگونه که باید، اجرایی نشده است. تمرکز رهبر انقلاب بر دو مسأله‌ی «تولید و اشتغال» در شعار امسال نیز، قطعه‌ی دیگری از این برنامه‌ی کلان است.

نکته‌ی سوم هم اینکه، فهم شرایط جنگی و داشتن برنامه‌ی جامع برای آن به موفقیت نخواهد رسید مگر آنکه نیروهای اجرایی آن برنامه، دارای روحیه‌ای جهادی و فعال و پرانرژی باشند. با کم‌تحرکی و تنبلی و خستگی، بهترین برنامه‌ها هم به اهداف خود نخواهند رسید. در «مدیریت جهادی»، مسئولین باید با بسیج کردن همه‌ی امکانات، تمام تلاش خود را برای مقابله با دشمن و ثبات بخشی به اقتصاد به کار بگیرند و از طریق تعامل گسترده با دنیا، خلاءهای مورد نیاز احتمالی را پر نمایند. اینها الزامات ابتدایی، برای حرکت به سمت "انقلاب اقتصادی" است. امری که درآستانه  چهل سالگی انقلاب، ضرورت آن بیش از پیش رخ می‌نمایاند.